زهرا اسلامى فرد

224

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

جريان‌هاى فكرى مربوط به گذشته است و اكنون مسلمانان بايد به تعليمات قرآن روى آورند و جريان معقولى را برگزينند . « 1 » اين جريانات از شورش خوارج رخ نشان داد ، ولى در ميان مذاهب اسلامى نيز گروه‌هايى اين روش فكرى ( جمودگرايى ) را ادامه دادند . اهل حديث در ميان اهل‌سنت و جريان اخبارىگرى در حوزه انديشه شيعى از اين نمونه‌اند كه ضربات سختى بر پيكر فرهنگ و تمدن اسلامى وارد آوردند . بنابراين با بررسى تاريخ انديشه اسلامى مىتوان عامل جمود و تحجر را تعطيلى تعقل دانست . « 2 » 5 . دنياگرايى و انحطاط اخلاقى پيامبراكرم ( ص ) كه خود پيام‌آور اسلام بود ، بسيار ساده مىزيست و زندگىاش از هرگونه اسراف و تبذير و تجمل به دور بود . پس از رحلت ايشان ، در زمان خليفه اول و دوم نيز با آنكه مسلمانان در پى فتوحات از رفاه نسبى برخوردار بودند ، به جهت نزديكى به زمان رسول‌خدا ، به زراندوزى و اسراف‌كارى تمايلى نداشتند . اما از زمانى كه عثمان زمام امور را به‌دست گرفت و خاندان اموى را بر امور جارى حاكم كرد ، ثروت‌اندوزى و اسراف و عياشى رواج يافت و هركس تا آنجا كه مىتوانست ، از بيت‌المال بهره مىبرد . « 3 » جرجى زيدان دراين‌باره مىنويسد : پس از رحلت رسول‌خدا ( ص ) به‌ويژه در زمان عثمان ، بيم و هراس مردم از امور اخروى كم شد و مردم به جمع‌آورى مال و تقويت نفوذ و اقتدار خود روى آوردند . عثمان مانند عمر سخت‌گير نبود ، از اين‌رو بنىاميه با استفاده از سهل‌انگارى او درصدد برآمدند بزرگى و برترى خود را - كه پس از اسلام از دست داده بودند - ديگر بار به‌چنگ آورند . وى از روى محبت ، خويشان خود را به كارهاى مهم مىگمارد و اين درحالى بود كه برخى از آنان از سر ناچارى و پس از شكست قطعى مشركان ، اسلام آورده بودند . در زمان وى

--> ( 1 ) . مرتضى مطهرى ، مجموعه آثار ، ج 21 ، ص 128 و 129 . ( 2 ) . علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 157 و 158 . ( 3 ) . زين‌العابدين قربانى ، علل پيشرفت اسلام و انحطاط مسلمين ، ص 378 .